مرضيه محمدزاده
178
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
4 - هم الكلمات الطيّبات التى بها * يتاب على الخاطى فيحبا و يزلف 5 - هم البركات النازلات على الورى * تعمّ جميع المؤمنين و تكنف 1 - نبينى جبرئيل كه در آسمانهاى افراشته مقرب است و كارگزار اراده الهى است ، 2 - به خاندان رسول گويد : « من از شمايم » ! چهكسى همشأن آنهاست اگر صاحب انصافى ؟ ! 3 - آرى ! آل طه از هركه پاى بر تودهى خاك نهاد ، شريفتر و از هركه چشم به دنيا گشود كريمتر است . 4 - كلمات تابناكى كه بر ساقهى عرش مىدرخشند و به بركت آنان گناهان آدم بخشيده شود با كرامت و مرحمت . 5 - بركات و عناياتى كه بر سر همگان فرو ريخت و مؤمنين را دربر گرفت . 6 - هم الباقيات الصالحات بذكرها * لذاكرها خير الثواب المضعّف 7 - هم الصّلوات الزاكيات عليهم * يدلّ المنادى بالصّلاة و يعكف 8 - هم الحرم المأمون آمن أهله * و أعداؤه من حوله تتخطّف 9 - هم الوجه وجه اللّه و الجنب جنبه * و هم فلك نوح خاب عنه المخلّف 10 - هم الباب باب اللّه و الحبل حبله * و عروته الوثقى توارى و تكنف 11 - و أسمائه الحسنى التى من دعا بها * اجيب فما للناس عنها تحرّف « 1 » 6 - ياد آنان ، خود عمل صالحى است كه براى ابد پابرجاست و بالاترين پاداش بر آن مهيّا . 7 - آنان خود صلوات زاكيّات و درود تابناكاند كه در تشهّد نماز بر آن صلا دهند . 8 - و حرم امن الهى كه دوستانشان ايمن و دشمنان از عذاب الهى بىامان . 9 - هركه خواهد ديده به ديدار حق باز كند ، بديشان نگرد و هركه خواهد در كنار حق آرام گيرد ، كنار آنان جويد و همانها كشتى نوحاند كه هركه از آن كنار ماند هلاك ابد يابد . 10 - هركه خواهد خانهى حق پويد ، در خانهى آنان كوبد ، و هركه خواهد به ريسمان حق آويزد و سوى شفا خيزد به دامان آنان چنگ يازد ، اينان دستاويز محكم الهىاند كه دست همگان گيرند . 11 - و هم نامهاى نيكوى حقاند كه هركه خدا را با نام ايشان خواند به مراد رسد ، كس را از ايشان گريزى نيست . * * * مرثيهى سيّد الشهدا ( ع ) : 1 - ألا سيّد يبكى بشجوى فإنّنى * لمستعذب ماء البكاء و مستجلى 2 - احب ابن بنت المصطفى و أزوره * زيارة مهجور يحنّ إلى الوصل 3 - و ما قدمى فى سعيه نحو قبره * بأفضل منه رتبة مركب العقل « 2 » 1 - همدمى نيست كه با من همناله شود ؟ چه گوارا و شيرين است اشكى كه به دامن دارم . 2 - دخترزادهى مصطفى را دوستدارم و مشتاقانه و بىتاب به زيارت او روانم . 3 - گامهاى من كه به سوى مرقدش در تبوتاب است ، امتيازى كمتر از سر من ندارد كه جايگاه عقل است .
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 139 . ( 2 ) - همان ؛ ص 130 .